برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 11 تا 20 از 3,142 نتیجه یافته شده در جستجوی غ*

غابرون

ج ِ غابر.

غاتفر

نام شهری است ازترکستان که در آنجا خوبرویان بسیار باشند و در آن سرزمین سرو خوب شود. (فرهنگ جهانگیری ). شهری است که در او سرو بسیار بود. (حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). شهری است در ترکستان که زیبارویان بسیار دارد و در شهر مزبور سروهای موزون و لطیف بسیار است...

غابرووه

(اِخ ) نام قصبه ای است در سنجاق طرنوه بلغارستان واقع در 37 هزارگزی جنوب غربی آن نزدیک تنگه مشهور شبقه و روی نهر یانتره که تابع نهر دانوب است . سکنه آن 6 هزار تن است . چند کلیسا و تفرجگاهی دارد. ابزار کاردسازی و کفش دوزی در این قصبه ساخته میشود، نخستین...

غاتفری

منسوب به راس قنطره غاتفر که محله ای است در سمرقند. رجوع به غاتفر قسمت منقول از سمعانی شود: سرای و باغ تو آراسته به سرو بلندچه سرو کاشغری و چه سرو غاتفری .عنصری (از شعوری و فرهنگ خطی ).پری ندارد رنگ شکفته گل سرخ پری ندارد بالای سرو غاتفری .ازرقی (از جهانگیری...

غائص

نعت فاعلی از غوص . آنکه به دریا فروشود. آنکه به آب فروشود. غوطه زننده . (غیاث اللغات ). ناگاه بر چیزی آینده . (منتهی الارب ). فرورونده در آب برای برآوردن لولو. فرورونده در معانی برای دریافتن دقایق آن ، یقال :هو یغوص علی حقائق العلم و ما احسن غوصه علیها...

غاتقر

رجوع به غاتفر شود.

غابرین

ج ِ غابر در حالت نصب و جر، گذشتگان: خواه بین نور از چراغ آخرین خواه بین نورش ز شمع غابرین .مولوی ....

غاتی

قاتی . مخلوط. آمیخته : این آب با خاک غاتی شده . این سرکه آب غاتی دارد.

غائض

نعت فاعلی از غیض . کم شونده . کاهنده . (از تاج العروس ).

غابس

عنب الدب است . (فهرست مخزن الادویة). غابس به همین صورت فقط در فهرست مخزن الادویة دیده شد، ظاهراً یا غلط و یا لهجه دیگر غابش است که شین بسین بدل شده .

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی