برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 51 تا 60 از 3,142 نتیجه یافته شده در جستجوی غ*

غاد

نعت فاعلی از غدّ. شتر طاعون زده . (منتهی الارب ). دارای غُدة. غد البعیر... اصابه الغدد و صار ذاغدة فهو غاد و مغدود. (اقرب الموارد). ج ، غداد. (تاج العروس )....

غائبانه

در حال غیاب . بطور غیاب . بگونه غیاب .-ارادت غائبانه به کسی داشتن ; او را نادیده به وی ارادت ورزیدن .-حکم غائبانه ; حکم که قاضی دهد با عدم حضور مدعی علیه . بازیی است . مولف آنندراج گوید: غایب باز، شطرنج باز کامل که خود از حریف نشسته بواسطه دیگری مهره...

غابات

ج ِ غابة. بیشه ها. بیشه ها و صحراها. (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به غابة شود.

غادات

ج ِ غادَة.

غادر

نعت فاعلی از غدر. بی وفا. غدار.مرد بی وفا. (منتهی الارب ). غِدّیر. (تاج العروس ). غُدَر. و یقال فی شتم الرجل یا غُدَر; ای یا غادر. (اقرب الموارد). غُدور. (تاج العروس ). یا مَغدَر و یا مَغدِر و یا ابن مَغدَر; ای یا غادر. و هو مما یختص بالنداء شتماً للرجل...

غاراب

(کوه ...) نام محلی است که خط سرحدی ایران و ترکیه از آن می گذرد.

غارت زده

کسی که مالش را غارت کرده باشند.

غارسنگ

کاردار. کلوخ (؟ ) (حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ).

غازان

فرزند ارغون بن اباقابن هولاکوبن تولوی بن چنگیز، هفتمین ایلخانان مغولی (از هلاکو ببعد) ایران است که از سال 694 تا سال 703 ه' . ق. فرمانروای کشور ایران بوده است . غازان خان در زمان ایلخانی ارغون خان از طرف پدر مامور اداره امور خراسان و ری و قومس گردید....

غادرات

ج ِ غادرة. (اقرب الموارد).

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی