برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 71 تا 80 از 3,142 نتیجه یافته شده در جستجوی غ*

غارت کردن

چپو کردن . چپاول کردن . یغما کردن . اغارة. (ترجمان القرآن ).

غارغارک

در تداول مردم عوام طهران ، بلندگو. رادیو. و بطور کلی به همه هواپیماها و اتومبیلهایی که سر و صدای زیاد داشته باشند و امثال آن با نظر استهزا و تمسخر غارغارک گویند.

غازان سر

دهی از دهستان آخناچی بخش حومه شهرستان مهاباد. در 35 هزارگزی جنوب خاوری مهاباد و 7 هزارگزی باختر شوسه بوکان به میاندوآب . کوهستانی ، معتدل . با 139 تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات ، توتون ، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم...

غادری

در انساب سمعانی آرد: هذه النسبة لطائفة من الخوارج یقال لهم الغادریة لانهم غدروه بالجهالات فی احکام الفروع و هم اصحاب نجدةبن عامر الحنفی و یقال النجدات . و رجوع به غادریة شود.

غارامه

جرمه . گارامه . در زمانهای سلف قصبه ای بوده است در کشور فزان افریقا و یکی از آبادترین نقاط سرزمین بربر بشمار میرفته است و مرکز تجارت بین ساحل و سودان بوده است . رومیان در یک طرف آن اقامتگاهی ساخته معاملات خود را تا این قصبه می کشانیدند، ولی اکنون در...

غارت گر

دُزد. چپوچی . کسی که مال مردم را به غارت می برد.

غار غم

کنایه از زندان و بندخانه و گور و قبر گناهکاران باشد. (برهان ). زندان . بندخانه . محبس .

غازانی

(اعمال ...) فرات شهرت تمام دارد... و در ملک سواد که اکنون اعمال غازانی می خوانند از او نهرهای بسیار برمیدارند... (نزهة القلوب چ هلند مقاله 3 ص 209 و 210). رجوع به غازان اعلی و غازان سفلی شود.

غاران

تثنیه غار (در حال رفعی ). دهن و فرج ، یا فرج و شکم . هر دو استخوان که چشم خانه است . (منتهی الارب )....

غارت گری

دزدی . دزدی کردن . به غارت بردن . چپاول کردن . یغما کردن . به یغما بردن . به تاراج بردن . چپو کردن .

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 بعدی

کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی