برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 1 از 1 نتیجه یافته شده در جستجوی مثله کردن

مثله کردن

بریدن گوش و بینی یا چیزی دیگر از اطراف تن . بریدن عضوی از اعضای تن کسی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و اگر خداوند به خراسان نرود و ترکمانان یک ناحیت بگیرند یک ناحیت نه اگر یک دیه بگیرند و آن کنند که عادت ایشان است از مثله کردن و کشتن و سوختن ... (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 531). مادرش گفت چون گوسفند را بکشند از مثله کردن ... دردش نیاید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 187).گفت پس صبر می کن بر مرگ و کشتن و مثله کردن . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 187). و کثیر بفرمود تا او را بکشتندو مثله کردند. (تاریخ سیستان ). روا نبود کافران مثله کردن . (ترجمه النهایه طوسی چ سبزواری ج 1 ص 199).

اشتباه تایپی این کلمه: legi ;vnk

جستجوی بیشتر برای مثله کردن

  جستجو در وب برای مثله کردن
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای مثله کردن
  جستجو در تصاویر برای مثله کردن
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای مثله کردن
  جستجو در فیلم ها برای مثله کردن
  جستجو در لینکها برای مثله کردن
  جستجو در اخبار برای مثله کردن
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای مثله کردن

تبلیغات اینترنتی
 


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  اشعار کهن  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  نهج البلاغه  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی