برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 1 از 1 نتیجه یافته شده در جستجوی هزل

هزل

لاغر گردانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

  • لاغر گردیدن مرد.
  • مردن شتران کسی پس از درویش شدن وی .
  • (اِ)بیهودگی . خلاف جد. (منتهی الارب ). لاغ . سخن بیهوده . (یادداشت به خط مولف ). آن است که از لفظ معنای آن اراده نشود، نه معنای حقیقی و نه مجازی ، و آن ضد جِدّ است . (تعریفات ). در اصطلاح اهل ادب شعری است که در آن کسی را ذم گویند و بدو نسبت های ناروا دهند، یا سخنی است که در آن مضامین خلاف اخلاق و ادب آید:
    محال را نتوانم شنید و هزل و دروغ
    که هزل گفتن کفر است در مسلمانی .

    منجیک ترمذی .


    گاه نظم و گاه نثر و گاه مدح و گاه هجو
    روز جد و روز هزل و روز کلک و روز دن .

    منوچهری .


    مکن فحش و دروغ و هزل پیشه
    مزن بر پای خود زنهار تیشه .

    ناصرخسرو.


    بر هزل وقف کرده زبان فصیح خویش
    بر شعر سخف کرده دل و خاطر منیر.

    ناصرخسرو.


    میگوی محال زآنکه خفته
    باشد به محال و هزل معذور.

    ناصرخسرو.


    هزل همه ساله آب مردم ببرد. (کلیله و دمنه ). آنگاه آن را به صورت هزل فرانموده . (کلیله و دمنه ). و اگر نادانی ، این اشارت را که بازنموده شده است ، بر هزل حمل کند، مانند کوری بود که احولی را سرزنش کند. (کلیله و دمنه ).
    از هزل و جد چو طفل بنگزیردم که دست
    گاهی به لوح و گه به فلاخن درآورم .

    خاقانی .


    طریق هزل رها کن به جان شاه جهان
    که من گریختنی نیستم به هیچ ابواب .

    خاقانی .


    بس کن این هزل چیست خاقانی
    که ز هزل آفت روان بینی .

    خاقانی .


    از حدائق جد و هزل و حقایق فضایل و فضل ریان گشته . (ترجمه تاریخ یمینی ).
    هزل تعلیم است آن را جد شنو
    تو مشو بر ظاهر هزلش گرو.

    مولوی .


    هر جدی هزل است پیش هازلان
    هزلها جدّ است پیش عاقلان .

    مولوی .


    گوش سر بربند از هزل و دروغ
    تا ببینی شهر جان با فروغ .

    مولوی .


    به مزاحت نگفتم این گفتار
    هزل بگذار و جد از او بردار.

    سعدی .


    هزل آبت ز رخ فروریزد
    وز فزونیش دشمنی خیزد.

    اوحدی .


    و رجوع به هجو شود.
    ترکیب ها:
    -هزل گو . هزل گوی . هزل مانند. رجوع به این مدخل ها شود.
  • (ص ) بیهوده . (ترجمان جرجانی ).

    اشتباه تایپی این کلمه: icg

    جستجوی بیشتر برای هزل

      جستجو در وب برای هزل
      جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای هزل
      جستجو در تصاویر برای هزل
      جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای هزل
      جستجو در فیلم ها برای هزل
      جستجو در لینکها برای هزل
      جستجو در اخبار برای هزل
      جستجو در دیکشنری برای هزل
      جستجو در لغتنامه فارسی برای هزل
      پیشنهادهای جستجوی جس جو برای هزل

  • تبلیغات اینترنتی
     


    کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

       
    لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
     

    © 2007 - 2019 Jasjoo

    ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی