برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 3 از 3 نتیجه یافته شده در جستجوی آتش

آتش

(تَ یا تِ) [ په . ] ( اِ.) شعله و حرارتی که از سوختن اشیاء حاصل شود، آذر، آتیش . ؛آب در ~داشتن یا بودن کنایه از: کم شوق بودن . ؛ ~ کسی تند بودن کنایه از: سخت متعصب و پرشور بودن . ؛ ~ زیر خاکستر کنایه از: فتنه و آشوب پنهانی .

آتش

پارسی ( ~ِ ) (اِمر.) 1 - تبخال ، تاول های روی لب . 2 - آتشی که پارسیان در آتشکده می افروختند.

آتش

بهار ( ~ِ بَ) (اِمر.) گل سرخ ، لاله .

جستجوی بیشتر برای آتش

  جستجو در وب برای آتش
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای آتش
  جستجو در تصاویر برای آتش
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای آتش
  جستجو در فیلم ها برای آتش
  جستجو در لینکها برای آتش
  جستجو در اخبار برای آتش
  جستجو در دیکشنری برای آتش
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای آتش

تبلیغات اینترنتی
 


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی