برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 2 از 2 نتیجه یافته شده در جستجوی آیینه

آیینه

( ~.) ( اِ.) آینه ، قاپ یا تاسی که نتوان حکم کرد که به چه شکلی نشسته است .

آیینه

(یِ نِ) [ په . ] ( اِ.) = آینه . آئینه : 1 - تکه شیشه ای که با جیوه پشت آن را پوشش می دهند تا بتوان صورت هر چیزی را به واسطة نور در آن منعکس کرد. 2 - مجازاً هر چیز صاف و براق . 3 - (کن .) دل عارف . ؛~ی عیب شکستن (کن .) ترک عیب جویی کردن . ؛~ در شهر کوران (کن .) کار بیهوده به ویژه عرضه هنر و مهارت در نزد افراد بی اطلاع .

جستجوی بیشتر برای آیینه

  جستجو در وب برای آیینه
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای آیینه
  جستجو در تصاویر برای آیینه
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای آیینه
  جستجو در فیلم ها برای آیینه
  جستجو در لینکها برای آیینه
  جستجو در اخبار برای آیینه
  جستجو در دیکشنری برای آیینه
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای آیینه

تبلیغات اینترنتی
 


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی