برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 3 از 3 نتیجه یافته شده در جستجوی اشک

اشک

( اَ ) [ په . ] (اِ.) 1 - قطره ، قطرة آب ، چکه . 2 - سرشک ، آبِ چشم که موقع گریستن از چشم جاری می شود. ؛~ تمساح ریختن اظهار همدردی و غمخواری کردن با کسی از روی ظاهر و به دروغ . ؛ ~ کسی دم مشکش بودن به مختصر ناملایمی گریه کردن ، همواره آمادة گریستن (به طعنه یا تحقیر).

اشک

(اَ) (اِ.) درختچه ای از تیرة پروانه واران که اصل آن از سیبری است و در ایران در نواحی استپی و کوهستان های خشک اطراف کرج می روید.

اشک

(اَ) (اِخ .) = ارشک : نام مؤسس خاندان اشکانیان . عنوان هر یک از پادشاهان سلسلة مذکور.

جستجوی بیشتر برای اشک

  جستجو در وب برای اشک
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای اشک
  جستجو در تصاویر برای اشک
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای اشک
  جستجو در فیلم ها برای اشک
  جستجو در لینکها برای اشک
  جستجو در اخبار برای اشک
  جستجو در دیکشنری برای اشک
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای اشک

تبلیغات اینترنتی
 


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی