برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 11 تا 20 از 3,260 نتیجه یافته شده در جستجوی ا*

اباحت

(اِ حَ) [ ع . اباحة ] (مص م .) 1 - حلال کردن ، روا دانستن . 2 - جایز. 3 - به تکلیف اعتقادی نداشتن و انجام محّرمات را جایز دانستن .

اباحتی

(اِ حَ) [ ع - فا. ] (ص نسب .) اباحی ؛ ملحدی که همه چیز را مباح شمارد و انجام محرمات را جایز می داند.

اباده

(اِ دِ یا دَ) [ ع . ] (مص م .) هلاک کردن ، کشتن .

اباره

(اِ یا اَ رِ) [ ع . ابارة ] 1 - (مص م .) مایه خرمابن نر را به خرمابن ماده رساند ن . 2 - هلاک کردن . 3 - (اِمص .) اصلاح کشت و زرع .

اباریق

( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ ابریق ؛ کوزه ها.

اباز

( اِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - ریسمانی که به وسیلة آن خردة دست شتر بربندند تا دست از زمین برداشته دارد، بند. 2 - نام رگی است در پای .

اباشه

(اُ شَ یا ش ِ) [ ع . ] (اِ.) = اباش : جماعتی آمیخته از هر جنس مردم .

اباض

(اِ.) [ ع . ] (اِ.) 1 - ریسمانی که به وسیلة آن خردة دست شتر بربندند تا دست از زمین برداشته دارد، بند. 3 - نام رگی است در پای .

اباطیل

( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ باطل ؛ سخنان یاوه و بیهوده ، چیزهای باطل .

اباعد

(اَ عِ) [ ع . ] (اِ.) جِ ابعد؛ بیگانگان ، آنان که نسبت دور دارند.

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   اشعار کهن  |  دیکشنری  |  اشعار معاصر  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید