برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 31 تا 40 از 3,260 نتیجه یافته شده در جستجوی ا*

ابتر

(اَ تَ) [ ع . ] (ص .) 1 - دم بریده . 2 - ناقص ، ناتمام . 3 - بی فرزند.

ابتسام

(اِ تِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) لبخند زدن ، تبسم کردن . 2 - (اِمص .) شکرخند، لبخنده .

ابتشار

(اِ تِ) [ ع . ] (مص .) بشارت یافتن ، خشنود شدن .

ابتغاء

(اِ تِ) [ ع . ] 1 - (مص م .) خواستن ، طلب کردن . 2 - (مص ل .) سزاوار شدن .

ابتلاء

(اِ تِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) دچار شدن ، در بلا افتادن . 2 - (مص م .) مورد آزمایش قرار دادن ، امتحان کردن .3 - (اِمص .) گرفتاری ، مصیبت .

ابتلاع

(اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) بلعیدن ، فرو دادن ، قورت دادن .

ابتلال

(اِ تِ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - تر شدن . 2 - خوب شدن حال پس از بیماری و سختی . 3 - چاق شدن پس از نزاری .

ابتناء

(اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) نهادن ، ساختن ، بنا کردن .

ابتها

(اِ تِ) [ ع . ابتهاء ] (مص ل .) انس گرفتن به ، الفت گرفتن با.

ابتهاج

(اِ تِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) شاد شدن ، شادمان گردیدن . 2 - (اِمص .) شادی ، خوشی . 3 - راه راست خواستن . 4 - گشاد کردن راه .

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی