برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 81 تا 90 از 3,260 نتیجه یافته شده در جستجوی ا*

ابره

(اَ رِ) (اِ.) لباس ، بخش بیرونی لباس .

ابرو

( اَ ) (اِ.) مجموع موهای روییده بر ظاهر استخوان قوسی شکل بالای کاسة چشم زیر پیشانی . ؛~ بالا انداختن بی میلی نشان دادن ، مخالفت کردن . ؛خم به ~ نیاوردن تحمل کردن مشقت و ناله نکردن .

ابرو

فراخی ( ~. فَ) (حامص .) خوشرویی ، گشاده رویی .

ابرو

گشاده ( ~. گُ دِ)(ص مر.) بشاش ، خوشرو.

ابرو آمدن

( ~. مَ دَ) (مص ل .) ابرو انداختن ، عشوه آمدن .

ابرو پاچه بزی

(اَ. چِ. بُ) (اِمر.) ابروی پر - پشت .

ابرو تابیدن

( ~. دَ) (مص ل ) گِره بر ابرو افکندن .

ابرو قیطانی

( ~. قِ) (ص مر.) ابروی باریک .

ابرو کمانی

( ~. کَ) (ص مر.) ابرویی چون کمان و دارای خمیدگی بیش از حد معمول .

ابروکن

( ~. کَ) (ص فا. اِمر.) موچینه ، منقاش .

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

قبلی 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 بعدی

کتابخانه:   اشعار کهن  |  دیکشنری  |  اشعار معاصر  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید