برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 10 از 138 نتیجه یافته شده در جستجوی ث*

ث

(حر.) پنجمین حرف از الفبای فارسی است که در حساب ابجد برابر 500 می باشد. این حرف در واژه های فارسی وجود ندارد. اما در اوستایی و پارسی باستان وجود داشته .

ثؤلول

(ثُ) [ ع . ] (اِ.) آژخ ، زگیل ؛ ج . ثا´ لیل .

ثابت

(بِ) [ ع . ] (اِ فا.) 1 - پابرجا، برقرار. 2 - پایدار، بادوام . 3 - محقق ، مدلل . 4 - مثبت .

ثابت رأی

( ~. رَ) [ ازع . ] (ص مر.) آن که در عقیدة خود پابرجاست ، ثابت عقیده .

ثابت شدن

( ~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) محقق شدن .

ثابت قدم

( ~. قَ دَ) [ ع . ] (ص مر.) 1 - پابرجا، متین . 2 - ثابت رای .

ثابت کردن

( ~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) 1 - مدلل ساختن . 2 - محق شمردن .

ثاد

[ ع . ] (اِ.) نَم .

ثار

[ ع . ] 1 - (مص ل .) کینه کشیدن . 2 - (اِ.) خون . 3 - کینه .

ثارالله

(رَ لْ لا) [ ع . ] (اِمر.) کین خواه خداوند، کسی که از دشمنان خدا انتقام گیرد.

جستجوی بیشتر برای ث*

  جستجو در وب برای ث*
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای ث*
  جستجو در تصاویر برای ث*
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای ث*
  جستجو در فیلم ها برای ث*
  جستجو در لینکها برای ث*
  جستجو در اخبار برای ث*
  جستجو در دیکشنری برای ث*
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای ث*

پشتیبانان جس جو
 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی