برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 5 از 5 نتیجه یافته شده در جستجوی خر

خر

خاکی (خَ) (اِمر.) جانوری است از دستة بندپایان با اندامی کوچک و خاکستری رنگ که در جاهای نمور و تاریک زندگی می کند.

خر

(خَ) [ په . ] (اِ.) پستانداری از راستة فردسمان جزو خانوادة اسبان . حیوانی بارکش دارای گوش های دراز و یال کوتاه ، درازگوش . ؛ ~آوردن و باقالی بار کردن کنایه از: دچار دردسر و رسوایی شدن . ؛ ~ خود راندن کنایه از: تنها به مسایل خود توجه کردن . ؛ ~ رنگ کردن کنایه از: مردم ساده را فریفتن .

خر

( ~.) به صورت پیشوند در آغاز برخی واژه ها می آید که معنی بزرگ و نتراشیده و ناهموار می دهد: خرپشته ، خرمهره .

خر

(خِ) (اِ.) (عا.) گلو. ~ به ~ گرفتن : (عا.) گلاویز شدن .

خر

(خَ رّ) (اِ.) 1 - گِل تیره و چسبنده . 2 - دُردِ شراب .

جستجوی بیشتر برای خر

  جستجو در وب برای خر
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای خر
  جستجو در تصاویر برای خر
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای خر
  جستجو در فیلم ها برای خر
  جستجو در لینکها برای خر
  جستجو در اخبار برای خر
  جستجو در دیکشنری برای خر
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای خر

تبلیغات اینترنتی
 


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی