برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 91 تا 100 از 638 نتیجه یافته شده در جستجوی غ*

غایب باز

( ~ .) [ ع - فا. ] (ص فا.) شطرنج باز حرفه ای که از راه دور و به واسطة دیگری مهره ها را حرکت دهد و حریف را مات کند.

غایت

(یَ) [ ع . غایة ] (اِ.) 1 - پایان ، نهایت . 2 - مقصد، مقصود. ؛ ~ مطلوب نهایت آرزو، تمامی مطلوب .

غایر

(یِ) [ ع . غائر ] 1 - (اِفا.) فرو شونده . 2 - (ص .) فرو رفتگی .

غایره

(یِ رِ یا رَ) [ ع . غائرة ] 1 - (اِفا.) مؤنث غایر. 2 - (اِ.) گرمگاه . 3 - نیمروز.

غایط

(یَ) [ ع . غائط ] (اِ.) 1 - زمین پست . 2 - مدفوع انسان .

غایط کردن

( ~ . کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) مدفوع کردن .

غایله

(یِ لِ) [ ع . غائلة ] (اِ.) 1 - فساد، آشوب . 2 - آسیب ، بلای ناگهانی .

غایی

[ ع . ] (ص نسب .) منسوب به غایت ، نهایی .

غب

(غِ بّ) [ ع . ] 1 - (ص .) یک روز در میان . 2 - (مص ل .) یک روز در میان آمدن تب .

غباد

(غُ) (اِ.) = قباد: گونه ای ماهی بی فلس با گوشتی لذیذ که در خلیج فارس فراوان است .

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 بعدی

کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی