برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 11 تا 20 از 638 نتیجه یافته شده در جستجوی غ*

غار

و غور (رُ) [ ع . ] (اِمر.) (عا.) = قار و قور: صدایی که در هنگام گرسنگی از شکم شنیده شود.

غار

[ ع . ] (اِ.) شکاف ، شکاف در کوه یا زمین .

غار

[ ع . ] (اِ.) درختچه ای است از تیرة گل سرخیان و از دستة بادامی ها که منشأ آن را نواحی غربی آسیا (قفقازیه و ایران ) ذکر کرده اند ولی امروزه این گیاه را یا به جهت استفاده های دارویی آن یا به جهت زینت در غالب نقاط دنیا می کارند. برگ هایش متناوب ، ساده ، بی کرک ، شفاف و دندانه دار با فاصلة زیاد و دارای دم برگ کوتاه است . درازی برگ آن بین 10 تا 20 سانتیمتر و پهنایش 4 تا 8 سانتیمتر است . میوه اش شفت و سیاه رنگ و دارای یک دانه و به ندرت دو دانه است . از برگ غار در پزشکی آب مقطر لوریه سریز تهیه می کنند که به مصارف دارویی می رسد؛ برگ بو، غار گیلاس ، غار شیخی ، غار کرزی نیز نامیده می شود.

غارب

(رِ) [ ع . ] 1 - (اِفا.) غروب کننده . 2 - (اِ.) کوهان شتر.

غارت

(رَ) [ ع . غارة ] (اِ.) چپاول کردن ، به تاراج بردن .

غارتگر

( ~ . گَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) 1 - کسی که مال مردم را به تاراج برد. 2 - راهزن ، دزد.

غارج

(رِ) (اِ.) شرابی که به وقت صبح نوشند.

غارس

(رِ) [ ع . ] (اِفا.) غرس کننده .

غارغارک

(رَ) (اِمر.) آن چه سر و صدای زیاد و مزاحم داشته باشد (مانند بلندگو، رادیو، هواپیمای پر سر و صدا).

غاز

(اِ.) 1 - چاک ، شکاف . 2 - پنبه ، وصله . 3 - پنبة حلاجی شده .

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی