برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 11 تا 20 از 884 نتیجه یافته شده در جستجوی ل*

لاابالی

(اُ) [ ع . ] (ص مر.) در فارسی به معنای سهل انگار، بی قید. در عربی متکلم وحده از فعل مضارع (باک ندارم ).

لاادری

(اَ) [ ع . ] (جملة فعلی : صیغة متکلم وحده ). نمی دانم .

لااقل

(اَ قَ) [ ع . ] (ق مر.) دست کم .

لااله الاالله

(اِ لا هَ اِ لَ لْ لا هْ) [ ع . ] جمله ای است به معنی (نیست خدایی مگر الله) که نخستین جملة اعتقادی اسلام است . اما در فارسی هنگام بروز واکنش های عاطفی (خشم ، ناخشنودی ، تعصب ، ترس ، استیصال و...) بیان می شود.

لاب

(ق .) (عا.) کاملاً، کلاً.

لابث

(بِ) [ ع . ] (اِفا.) درنگ کننده .

لابد

(بُ دّ) [ ع . ] (ق مر.) 1 - ناچار، ناگزیر. 2 - گویا، چنان که معلوم است .

لابراتوار

(تُ) [ فر. ] (اِ.) آزمایشگاه ، محلی که در آن آزمایش های علمی و فنی انجام می شود.

لابرلا

(بَ) 1 - (ص مر.) تو بر تو. 2 - (اِمر.) نام نوعی حلوا.

لابس

(بِ) [ ع . ] (اِفا.) پوشنده (جامه )، جامه پوشیده .

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی