برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 10 از 14 نتیجه یافته شده در جستجوی منگ*

منگ

( ~.) (اِ.)1 - قمار، قماربازی . 2 - روش ، قاعده . 3 - بنگ ؛ تخم شاهدانه .

منگ

(مُ) (اِ.) زنبور عسل .

منگ

(مَ) (ص .) 1 - کودن ، کم هوش . 2 - دزد، راهزن . 3 - (عا.) گیج ، سرگشته .

منگل

( ~.) (اِ.) شترگلو، مجرای آب در زیر زمین .

منگل

(مُ گُ) [ انگ . ] (اِ.) = منگول : مبتلا به منگلی ، نوعی نقص عقلی است که مبتلایان به آن دارای چشم های بادامی و قیافه ای مغولی هستند.

منگل

(مَ گُ) (ص .) دزد، راهزن .

منگله

(مَ گُ لِ) (اِ.) 1 - ترة دشتی . 2 - آویز نخی یا ابریشمی .

منگنز

(مَ گَ نِ) [ فر . ] (اِ.) فلزی است با علامت اختصاری Mn سخت ، شکننده و سفید مایل به قرمز به صورت پیرولوزیت در طبیعت فراوان است و در برابر هوا بسیار دیر اکسید می شود.

منگنه

(مَ گَ نِ) (اِ.) ابزاری که چیزی را در میان یا زیر آن می گذارند و سوراخ می کنند یا تحت فشار قرار می دهند.

منگول

(مَ) (ص .)(عا.)1 - بچة زیبا و بانمک . 2 - شاد و بانشاط .

جستجوی بیشتر برای منگ*

  جستجو در وب برای منگ*
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای منگ*
  جستجو در تصاویر برای منگ*
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای منگ*
  جستجو در فیلم ها برای منگ*
  جستجو در لینکها برای منگ*
  جستجو در اخبار برای منگ*
  جستجو در دیکشنری برای منگ*
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای منگ*

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

1 2 بعدی

کتابخانه:   اشعار کهن  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2014 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تعرفه تبلیغات