برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 1 از 1 نتیجه یافته شده در جستجوی نان

نان

(اِ.) 1 - قطعه ای از آرد خمیر کرده و بر آتش پخته که آن را می خورند. 2 - غذا. 3 - روزی ، رزق . ؛~ فانتزی هر یک از ناهای غیرسنتی . ؛~ باگت نان باریک و استوانه ای از آرد سفید که غیرسنتی است . ؛ ~ به نرخ روز خوردن (کن .) فرصت طلب و بی مسلک بودن . ؛~ کسی تو روغن بودن (کن .) موفق بودن ، وضع مالی خوب داشتن . ؛ ~ کسی را آجر کردن (کن .) درآمد و گذران زندگی کسی را از بین بردن . ؛ ~ ِ کسی پخته شدن (کن .) مکر و حیلة آن کس به نتیجه رسیدن .

جستجوی بیشتر برای نان

  جستجو در وب برای نان
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای نان
  جستجو در تصاویر برای نان
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای نان
  جستجو در فیلم ها برای نان
  جستجو در لینکها برای نان
  جستجو در اخبار برای نان
  جستجو در دیکشنری برای نان
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای نان

تبلیغات اینترنتی
 


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی