برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 4 از 4 نتیجه یافته شده در جستجوی پروانه

پروانه

( ~.) (اِ.) اسبابی به صورت چرخ پره دار چرخان یا پنکه مثل پروانة کشتی .

پروانه

( ~.) (اِ.) 1 - نوشته ای رسمی که به دارندة آن اجازة کار معینی را می دهد مثل پروانة وکالت . 2 - جواز، اجازه نامه . 3 - حکم ، فرمان پادشاهان .

پروانه

( ~.) (اِ.) 1 - دلیل ، رهبر. 2 - یکی از گوشه های همایون .

پروانه

(پَ نِ) (اِ.) 1 - نام عمومی هر یک از تیرة پروانگان جزو ردة حشرات که گونه و اقسام متعدد دارد. 2 - پروانک ، جانوری درنده شبیه شغال که به دنبال شیر حرکت می کند و بازماندة شکار آن را می خورد. سیاه گوش و چاوشی هم گویند.

جستجوی بیشتر برای پروانه

  جستجو در وب برای پروانه
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای پروانه
  جستجو در تصاویر برای پروانه
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای پروانه
  جستجو در فیلم ها برای پروانه
  جستجو در لینکها برای پروانه
  جستجو در اخبار برای پروانه
  جستجو در دیکشنری برای پروانه
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای پروانه

تبلیغات اینترنتی
 


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی