برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 10 از 1,650 نتیجه یافته شده در جستجوی پ*

پ

(حر.) سوّمین حرف از الفبای فارسی و از حروف صامت است .

پا

( اِ.) 1 - حریف در قمار و کارهای دیگر. 2 - عهده ، ذمه .

پا

پی بودن (پِ. دَ) (مص ل .) مراقب بودن ، کاری را دنبال کردن .

پا

[ په . ] ( اِ.) = پای : 1 - یکی از اندام های بدن از بیخ ران تا سرپنجه . 2 - واحدی برای طول برابر با یک قدم متوسط ، گام . 3 - بخش پایین هر چیزی . 4 - اساس ، پایه . 5 - (کن .) تاب و توان ، نیرو. ؛ این ~ آن ~ کردن (کن .) مردد بودن ، دو دل بودن . ؛ سر از ~ نشناختن با اشتیاق سوی مقصود رفتن . ؛~ را کج گذاشتن کار زشت و ناپسند کردن . ؛از ~افتادن خسته شدن ، از کار افتادن . ؛از ~ در آمدن ضعیف شدن ، مردن . ؛ ~پیش گذاشتن (عا.) اقدام کردن به امری . ~ ؛~توی کفش کسی کردن (عا.) با او در افتادن ، به آزار او برخاستن . ~ ؛ در هوا ماندن (عا.) بدون تکلیف ماندن . ~ ؛ را توی یک کفش کردن (عا.) روی عقیدة خود پافشاری کردن ، لجاج ورزیدن .

پا انداختن

(اَ تَ) (مص ل .) جاکِشی کردن ، واسطة عمل منافی عفت شدن .

پا به پا کردن

(بِ. کَ دَ) (مص ل .) 1 - مردد بودن . 2 - درنگ کردن .

پا به ماه

(بِ) (ص مر.) = پا به زا: (عا.) زنی که در ماه آخر آبستنی باشد و زادن او نزدیک است .

پا دادن

(دَ)(مص م .) کمک کردن ، نیرو دادن .

پا دادن

(دَ) (مص ل .) فرصت مناسب پیش آمدن .

پا در رکاب

(دَ رِ) [ فا - ع . ] (ص مر.) 1 - سوار. 2 - مهیا برای سفر. 3 - محتضر.

جستجوی بیشتر برای پ*

  جستجو در وب برای پ*
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای پ*
  جستجو در تصاویر برای پ*
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای پ*
  جستجو در فیلم ها برای پ*
  جستجو در لینکها برای پ*
  جستجو در اخبار برای پ*
  جستجو در دیکشنری برای پ*
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای پ*

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   اشعار کهن  |  دیکشنری  |  اشعار معاصر  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید