برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 1 از 1 نتیجه یافته شده در جستجوی چوب

چوب

[ په . ] (اِ.) 1 - ماده ای سخت که ریشه و ساقه و شاخة درخت را تشکیل می دهد و آن را برای ساختن اشیاء به کار می برند . 2 - تنة بریده شدة درخت . 3 - (عا.) واحد پول در معاملات بازار و بسته به بزرگ بودن و یا کوچک بودن معامله : 1000چوب یعنی 1000 تومان . ؛~ لای چرخ کاری گذاشتن کنایه از: برای پیشرفت آن کار مانع تراشیدن . ؛~ در آستین کسی کردن کنایه از: او را سخت آزار و آسیب رساندن . ؛~ کسی یا چیزی را خوردن کنایه از: به خاطر آن دچار مجازات یا آسیب یا زحمت شدن .

جستجوی بیشتر برای چوب

  جستجو در وب برای چوب
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای چوب
  جستجو در تصاویر برای چوب
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای چوب
  جستجو در فیلم ها برای چوب
  جستجو در لینکها برای چوب
  جستجو در اخبار برای چوب
  جستجو در دیکشنری برای چوب
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای چوب

تبلیغات اینترنتی
 


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی