برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 2 از 2 نتیجه یافته شده در جستجوی چین

چین

(اِ.) 1 - شکن ، شکنج . 2 - (کن .) روی در هم کشیدن ، در غضب شدن . 3 - (کن .) پیر شدن .

چین

(ص فا.) در بعض ترکیبات به معنی «چیننده » آید: خوشه چین ، گلچین .

جستجوی بیشتر برای چین

  جستجو در وب برای چین
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای چین
  جستجو در تصاویر برای چین
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای چین
  جستجو در فیلم ها برای چین
  جستجو در لینکها برای چین
  جستجو در اخبار برای چین
  جستجو در دیکشنری برای چین
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای چین

تبلیغات اینترنتی
 


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی