برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 10 از 108 نتیجه یافته شده در جستجوی ژ*

ژ

(حر.) چهاردهمین حرف از حروف فارسی .

ژئو

(ژِ) [ فر. ] (پیش .) از عناصر زبان علمی به معنی «زمین » است . «ژئوپلیتیک »، «ژئولوژی ».

ژئوپولیتیک

(ژِ ئُ پُ) [ فر. ] (اِ.) جغرافیای سیاسی .

ژئوفیزیک

(ژِ ئُ) [ فر. ] (اِمر.) دانشی که به مطالعة نیروهای فیزیکی و جریانات داخلی زمین می پردازد.

ژئولوژی

(ژِ وُ لُ) [ فر. ] (اِ.) زمین شناسی ، علمی که دربارة زمین و چگونگی مواد و ترکیبات و تغییرات آن بحث می کند.

ژاژ

(اِ.) 1 - گیاهی است بی مزه ، خاردار و خودرو که در صحراها می روید، شتر آن را می جود ولی نمی تواند فرو ببرد. 2 - کنایه از: سخن بیهوده .

ژاژخا

(ی ) (ص فا.) بیهوده گوی .

ژاژخایی

(حامص .) بیهوده گویی .

ژاژه

(ژِ) (اِ.) نک ژاژ.

ژاژک

(ژُ) (اِ.) لوبیا.

جستجوی بیشتر برای ژ*

  جستجو در وب برای ژ*
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای ژ*
  جستجو در تصاویر برای ژ*
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای ژ*
  جستجو در فیلم ها برای ژ*
  جستجو در لینکها برای ژ*
  جستجو در اخبار برای ژ*
  جستجو در دیکشنری برای ژ*
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای ژ*

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   اشعار کهن  |  دیکشنری  |  اشعار معاصر  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید