برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 10 از 1,016 نتیجه یافته شده در جستجوی گ*

گ

(حر.) بیست و ششمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد 20 در حساب ابجد.

گاباره

(رِ) (اِمر.) 1 - گله گاو. 2 - غار، شکاف . گاپاره نیز به این معنی است .

گات

[ په . ] (اِ.) = گاته . گات ها: سروده های زردشت ، قدیمی ترین بخش اوستا.

گاجمه

(جُ مِ) (اِ.) قسمی گاوآهن که در برنجکاری به کار برند.

گار

[ په . ] پسوندی است که به ریشة فعل می پیوندد و افادة فاعل می کند. آموزگار (صیغة شغل )، پذیرفتگار (صفت فاعلی )، سازگار (صیغة مبالغه ).

گار

[ فر. ] (اِ.) ایستگاه قطار راه آهن .

گاراژ

[ فر. ] (اِ.) جای اتومبیل ، محلی که اتومبیل ها را در آن جا می گذارند.

گارانتی

[ فر. ] (اِ.) تعهد سازنده یا فروشندة کالا درقبال خریدار برای ارائه خدمات پس از فروش در طی مدت مشخص ، ضمانت ، تضمین . (فره ).

گارد

[ فر. ] (اِ.) گروه مسلحی که پاسداری از مکان یا مقامی را بر عهده داشته باشد یا در اجرای مراسم تشریفاتی شرکت کند، پاسگان (فره )، محافظ ، نگهبان .

گاردن پارتی

(دِ) [ انگ . ] (اِ.) مجلس جشن و مهمانی که در فضای آزاد برپا می شود.

جستجوی بیشتر برای گ*

  جستجو در وب برای گ*
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای گ*
  جستجو در تصاویر برای گ*
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای گ*
  جستجو در فیلم ها برای گ*
  جستجو در لینکها برای گ*
  جستجو در اخبار برای گ*
  جستجو در دیکشنری برای گ*
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای گ*

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  اشعار کهن  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2014 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تعرفه تبلیغات