برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 31 تا 40 از 1,016 نتیجه یافته شده در جستجوی گ*

گاس

[ په . ] (اِ.) 1 - تخت ، سریر. 2 - گاه ، وقت .

گاسترولا

[ فر. ] (اِ.) مرحله ای از نمو جنین که در دنبالة مرحله بلاستولا قرار دارد. در این مرحله دو طبقة سلول مشخص می شود: یکی طبقة خارجی به نام اکتودرم و دیگر طبقة داخلی به نام آندودرم .

گاشتن

(تَ) (مص م .) گرداندن ، برگردانیدن .

گاف

(حر.)بیست و ششمین حرف از حروف الفبای فارسی .

گاف زدن

(زَ دَ) (مص ل ) (عا.) خراب کردن ، خیط کاشتن ، گند زدن .

گاگول

(ص .) (عا.) احمق ، گیج .

گال

(اِ.) 1 - نوعی ارزن ، گاورس . 2 - پشگل گوسفند که به پشم های زیر دنبه چسبیده و خشک شده باشد. 3 - غوزه و غلاف پنبه . 4 - نوعی بیماری پوستی .

گال

(اِ.) آواز بلند، فریاد.

گال

(اِ.) فریب ، بازی (دادن ).

گالاکتوز

(تُ) [ فر . ] (اِ.) قندی است سفید از اجزای سازندة قند، شیر و بعضی قندهای گیاهی که در آب به خوبی حل می شوند.

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی