برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 51 تا 60 از 1,016 نتیجه یافته شده در جستجوی گ*

گالیدن

(دَ) (مص ل .) گریختن ، دور شدن ، کناره گرفتن .

گالینگور

(گُ) [ فر. ] (اِ.) نوعی کاغذ ضخیم به رنگ های گوناگون که بیشتر در ساختن جلد کتاب به کار می رود.

گام

[ فر. ] (اِ.) توالی طبیعی هشت نُت موسیقی که به طور طبیعی پشت سر هم قرار بگیرند.

گام

[ په . ] (اِ.) فاصله میان دو پا، قدم .

گام بیرون نهادن

(نَ دَ) (مص ل .) از حد خویش تجاوز کردن .

گام زدن

(زَ دَ) (مص ل .) رفتن ، راه پیمودن .

گام سپردن

(س پُ دَ) (مص ل .) طی کردن ، طی کردن راه .

گام گام

(ق مر.) آهسته آهسته ، آرام آرام .

گاما

[ یو. ] (اِ.) 1 - حرف سوم از الفبای یونانی که بدین صورت نویسند: ~. 2 - یک میلیونم گرم . 3 - واحد شدت مغناطیسی .

گامبو

(ص .) (عا.) دارای اندام درشت و چاق و بدقواره .

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی