برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 71 تا 80 از 1,016 نتیجه یافته شده در جستجوی گ*

گاه به گاه

(بِ) (ق مر.) وقت به وقت ، بعضی اوقات .

گاه شمار

(شُ) (ص فا.) کسی که دربارة تقویم و اوقات کار می کند.

گاه شماری

(شُ یا ش ) (اِ.) روش اندازه گیری و تقسیم بندی زمان به بخش های مساوی ، تقویم .

گاه گاه

(ق .) به ندرت ، کم و بیش .

گاه گدار

(گُ) (ق مر.) (عا.) بندرت ، بعضی اوقات .

گاه گیر

(ص فا.) 1 - اسبی که گاه گاه رم می کند. 2 - غافل گیر.

گاه نامه

(مِ) [ په . ] (اِمر.) تقویم .

گاهبد

(بَ) (ص مر.) 1 - صراف . 2 - .خزانه دار.

گاهنبار

(هَ) [ په . ] (اِ.) نام شش جشن که ایرانیان به مناسبت آفریده شدن عالم در شش روز برپا می کردند.

گاهواره

(رِ) [ په . ] (اِ.) گهواره ، وسیله ای که کودک را در آن می خواباندند.

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 بعدی

کتابخانه:   اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی