برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
نتایج جستجو: 1 تا 6 از 6 نتیجه یافته شده در جستجوی رنگ

رنگ

برآمیختن ( ~. بَ. تَ) (مص ل .) فتنه کردن .

رنگ

( ~.) (اِ.) 1 - شُتر قوی که برای بچه زادن نگه می دارند. 2 - بز کوهی .

رنگ

( ~.) [ په . ] (اِ.) 1 - ماده ای که از معدن یا گیاه یا با عمل شیمیایی به صورت پودر یا مایع تهیه کنند و برای نقاشی به کار برند. 2 - صورت ظاهر هر چیزی که دیده شود مانند: سفیدی و سبزی و سرخی و غیره .

رنگ

(رَ) (اِ.) از ادات تشبیه که معنای مثل و مانند می دهد: گلرنگ .

رنگ

(رِ) (اِ.) آهنگ ضربی و نشاط آور.

رنگ

( ~.) (اِ.) 1 - رنج ، محنت . 2 - عیب . 3 - حیله ، مکر. 4 - سود، بهره .

جستجوی بیشتر برای رنگ

  جستجو در وب برای رنگ
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای رنگ
  جستجو در تصاویر برای رنگ
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای رنگ
  جستجو در فیلم ها برای رنگ
  جستجو در لینکها برای رنگ
  جستجو در اخبار برای رنگ
  جستجو در دیکشنری برای رنگ
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای رنگ

تبلیغات اینترنتی
 


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  اشعار کهن  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
لغتنامه دهخدا    فرهنگ معین    لغت نامه انگلیسی
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی