برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم

نتایج جستجو: 1 تا 10 از 10 نتیجه یافته شده در جستجوی دست

موضوعات داغ جستجو:

شما می توانید علاوه بر جستجوهای روزانه خود با جستجو در موضوعات داغ روز مرتبط به این بخش هر لحظه اطلاعات عمومی خود را به روز رسانی کنید.

عاقل , سگ , اشک , خر , دست , سنگ , شتر , چوب , گنج , بار , فیل , گاو , نان , گرگ


هرگز از کف دست مویی نمی روید

داستان: وقتی که کسی مورد تهدید قرار گیرد و بخواهد متقابلا جواب دندان شکنی به تهدید کننده بدهد تا طرف مقابل، او را آدمی عاجز و زبون تصور نکند غالبا کف دستش را به او نشان می دهد و عبارت مثلی بالا را بر زبان می آورد. در سال 56 و 57 قبل از میلاد مسیح ارد اشک سیزدهم به تخت سلطنت ایران نشست. ارد نخستین پادشاه ایران است که در زمان سلطنش دولت ایران مجبور شد با... ادامه مطلب

دست و پای کسی را در پوست گردو گذاشتن

داستان: عبارت مثلی بالا درباره­ی کسی بکار می­رود که : «او را در تنگنای کاری یا مشکلی قرار دهند که خلاصی از آن مستلزم زحمت باشد.» آدمی در زندگی روزمره بعضی مواقع دچار محظوراتی می­شود و بر اثر آن دست به کاری می­زند که هرگز گمان و تصور چنان پیشامد غیرمترقب را نکرده بود. فی المثل شخص زودباوری را به انجام کاری تشویق کنند و او بدون مطالعه و دوراندیشی اقدام.... ادامه مطلب

صبر کنید تا من تفی به دستم بکنم

داستان: در بید هند نطنز برای کسی این مثل را می‌آورند که سر بزنگاه کار بی‌موردی بکند و در موقع خطر دست به دست کند. در زمان‌های قدیم یک عده پنج نفری برای برداشتن لانه­ی لاشخوری رفتند که در وسط کوه بود. نقشه‌شان این بود که از بالای کوه یکی آویزان شود و دومی پای اولی را بگیرد و آویزان شود و سومی پای دومی و چهارمی پای سومی و پنجمی را هم با طناب به کوه ببندند... ادامه مطلب

دست کسی را توی حنا گذاشتن

داستان: این ضرب المثل ناظر بر رفیق نیمه راه است که از وسط راه باز می گردد و دوست را تنها می گذارد. یا به گفتۀ عبدالله مستوفی:«در وسط کار، کار را سر دادن است.» عامل عمل در چنین موارد نه می تواند پیش برود و نه راه بازگشت دارد. در واقع مانند کسی است که دستش را توی حنا گذاشته باشند. اما ریشۀ تاریخی این ضرب المثل: سابقاً که وسایل آرایش و زیبایی گوناگون به... ادامه مطلب

دست به آسمان برداشتن

داستان: آدمي به هنگام ضعف و بيچارگي، آنجا که قدرت و توانايي زورمندترين افراد بشر قادر به حل مشکل نباشد ناگزير از توسل و استغاثه به درگاه حکيم علي الاطلاق است و از او يعني خداي قادر متعال مي خواهد که دردش را درمان کند و مرهمي بر قلب پريش و مجروحش نهد. طريقل توسل و استغاثه در چنين مواردي معمولاً دست به آسمان برداشتن است به اين طريق که دو دست را به سوي آسمان... ادامه مطلب

دست از کاری شستن

داستان: اصطلاح بالا کنایه از سلب مسئولیت کردن، استعفا و کناره گیری از کاری کردن است. در عبارت بالا به کار رفتن فعل شستن که هیچ ربطی به موضوع ندارد حاکی از این نکته است که این اصطلاح باید ریشۀ تاریخی و علت تسمیه داشته باشد تا از شستن معانی و مفاهیم مجازی افاده گردد. پونتیوس پیلاتوس حاکم رومی شهر اورشلیم پس از آنکه اضطراراً حضرت عیسی را بر اثر پافشاری فریسیان-... ادامه مطلب

دست از ترنج نشناختن

داستان: عبارت بالا به هنگام آشفتگی و پریشان حالی به صورت ضرب المثل مورد استفاده و اصطلاح قرار می گیرد زیرا در این صورت و حال چون فکر و حواس آدمی به خوبی کار نمی کند لذا اعمالی خلاف عرف و عادت سر می زند و مآلاً موجب ندامت و شرمندگی می شود غرض این است که آدم پریشان حال و آشفته خاطر در تمام مظاهر زندگی فقط جلوۀ مقصود را مجسم می بیند. قاشق و قلم را تشخیص... ادامه مطلب

ریش و قیچی در دست شماست

داستان: یعنی تصمیم و اجرا و همه ی کارها دست خودت استیا کنایه از آن است که به شما اعتماد داریم.هر طوری که می دانید صلاح و مصلحت است کار را تمام کنید.برابر : کاری بکن بهر صواب نه سیخ بسوزد نه کباب. ... ادامه مطلب

آب از دستش نمی چكد

داستان: یا : ناخن خشك استکنایه از خسیس بودن و خیر نرساندن به دیگران است ... ادامه مطلب

دستش شیره دارد

داستان: یا «دستش چسبناک است» کنایه از آنست که عادت به دزدی دارد ... ادامه مطلب

جستجوی بیشتر برای دست

  جستجو در وب برای دست
  جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای دست
  جستجو در تصاویر برای دست
  جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای دست
  جستجو در فیلم ها برای دست
  جستجو در دیکشنری برای دست
  جستجو در لغتنامه فارسی برای دست
  پیشنهادهای جستجوی جس جو برای دست

پشتیبانان جس جو
 


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  اشعار کهن  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  راهنمای کشورها

   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی