|
جستجو در
لغت نامه فارسی
>
کلمات با الگوی
ا*
(اَ بَ) (اِ.) عنکبوت ، تار عنکبوت .
( اَ ) (ص نسب .) 1 - پوشیده از ابر. 2 - با نقشی چون موج آب یا ابرهای بریده از
یکدیگر: کاغذ ابری .
( اِ ) [ یو. ] (اِ.) زر ناب ، زر بی غش .
(اَ شَ یا شُ) [ په . ] (اِ.) 1 - رشته های بسیار نازکی که از پیلة کرم ابریشم جدا
می کنند و استفاده می کنند. 2 - سازهای زه دار. 3 - درختی از دستة گل ابریشم ها جزء
تیرة پروانه واران که گونه ای از آن در جنگل های شمال ایران به نام شب خسب (شوفِس )
موجود است .
( ~. بَ) (اِمر.) مزد ساز زدن و چنگ زدن (مثل پول چای و شیربها در استعمال امروز).
( ~. زَ) (اِفا.) نوازندة ابریشم ، چنگی .
(اَ شَ) (ص نسب .) منسوب به ابریشم ، جامه و پارچة ابریشمی .
( ا ِ) [ معر. ] (اِ.) 1 - کوزه . 2 - ظرف سفالین با دسته و لوله برای آب یا شراب .
3 - آفتابه ، لولهین . 4 - مطهره . 5 - وزنی معادل دو من .
( ~.) [ معر. ] (اِ.) 1 - شمشیر بسیار درخشنده . 2 - زن صاحب جمال .
( اَ ) [ په . ] (اِ.) 1 - افزار، آلت ، وسیله ، مایه . 2 - آن چه از ادویه که برای
خوشبو کردن در غذا ریزند مانند: فلفل ، زردچوبه و دارچین . 3 - نوار باریک گچ بری
در قسمت بالای دیوار و نزدیک سقف یا در هر جای سطح آن . 4 - نقش تزیینی برجسته یا
فرورفته روی چوب .
|