|
جستجو در
لغت نامه فارسی
>
کلمات با الگوی
ا*
( اِ ) [ ع . ] (مص م .) بروز دادن ، بیرون آوردن ، آشکار کردن .
( اِ ) [ ع . ] (مص م .)1 - استوار کردن ، محکم کردن کار . 2 - پافشاری کردن ،
اصرار کردن . 3 - به ستوه درآوردن . 4 - شکوفه برآوردن .
(اَ رَ) [ ع . ] (ص تف .) سردتر، باردتر.
(اَ رَ) [ ع . ] (ص .) 1 - اسبی که در پوستش لکه هایی غیر از رنگ اصلی اش وجود
داشته باشد. 2 - زیوری از زیورهای اسب .
(اَ رَ) [ ع . ] (ص .) 1 - کسی که به برص مبتلا باشد؛ پیسه . 2 - ماه ، قرص ماه .
(اَ بَ. قُ رَ) (ص مر.) قدرتی که از دیگر قدرت ها قوی تر باشد. در اصطلاح سیاسی ،
کشور یا کشورهایی هستند که از نظر قدرت صنعتی و نظامی از کشورهای دیگر قوی ترند و
بر صحنة سیاست بین المللی فرمانروایی دارند.
( اَ ) (ص مر.)دارای ابر، پوشیده از ابر.
(اَ رَ جَ) (اِ.) النگو، دستبند.
(اَ رَ جَ) (اِ.) برق ، صاعقه .
(اُ رِ) (اِ.) هوبره ، آهوبره .
|