|
جستجو در
لغت نامه فارسی
>
کلمات با الگوی
ا*
(اَ رِ) (اِ.) لباس ، بخش بیرونی لباس .
( اَ ) (اِ.) مجموع موهای روییده بر ظاهر استخوان قوسی شکل بالای کاسة چشم زیر
پیشانی . ؛~ بالا انداختن بی میلی نشان دادن ، مخالفت کردن . ؛خم به ~ نیاوردن تحمل
کردن مشقت و ناله نکردن .
فراخی ( ~. فَ) (حامص .) خوشرویی ، گشاده رویی .
گشاده ( ~. گُ دِ)(ص مر.) بشاش ، خوشرو.
( ~. مَ دَ) (مص ل .) ابرو انداختن ، عشوه آمدن .
(اَ. چِ. بُ) (اِمر.) ابروی پر - پشت .
( ~. دَ) (مص ل ) گِره بر ابرو افکندن .
( ~. قِ) (ص مر.) ابروی باریک .
( ~. کَ) (ص مر.) ابرویی چون کمان و دارای خمیدگی بیش از حد معمول .
( ~. کَ) (ص فا. اِمر.) موچینه ، منقاش .
|