|
جستجو در
لغت نامه فارسی
>
کلمات با الگوی
ح*
(حر.) هشتمین حرف از الفبای فارسی ، برابر با عدد 8 در حساب ابجد.
(تِ) [ ع . ] (اِ. ص .) 1 - حاکم ، قاضی . 2 - غُراب ، زاغ . (?(حاج (جّ) [ ع . ]
(اِفا.) حج کننده ، حج گزار. ج . حجاج .
[ ع . ] (اِ.)جِ حاجت ؛ نیازها، خواهش ها.
(جِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - ابرو. 2 - پرده دار، دربان .
برداشتن ( ~. بَ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) مراد خواستن ، نیاز بردن .
(جَ) [ ع . حاجة ] (اِ.) 1 - ضرورت ، نیاز. 2 - امید، آرزو. ج . حاجات ، حوائج .
( ~. تَ) [ ع - فا . ] (مص ل .) احتیاج داشتن ، نیازمند بودن .
( ~. رَ) [ ع - فا . ] (حامص .) 1 - برآمدن حاجت . 2 - برآوردن حاجت ، روا کردن
حاجت .
( ~. مَ) [ ع - فا. ] (ص مر.) 1 - تهی - دست . 2 - نیازمند.
(جِ) 1 - (اِفا.) جدا کنندة دو چیز، آنچه میان دو چیز واقع شود، مانع ، حایل . 2 -
(اِ.) پردة میان اعضای سینه و اعضای شکم .
جستجوی بیشتر برای ح*
جستجو در وب برای ح*
جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای ح*
جستجو در تصاویر برای ح*
جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای ح*
جستجو در فیلم ها برای ح*
جستجو در لینکها برای ح*
جستجو در اخبار برای ح*
جستجو در دیکشنری برای ح*
پیشنهادهای جستجوی جس جو برای ح*
|