|
جستجو در
لغت نامه فارسی
>
کلمات با الگوی
د*
(دِ) (ق .) (عا.) برای تأکید قبل یا بعد از فعل امر درآید: د برو، د زود باش ، نزن
د.
(حر.) حرف دهم از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر با عدد 4 می باشد.
(دِ دِ تَ) [ فر. ] (اِ.) گرد سفید رنگ ، تقریباً بی بو و سمی که به عنوان حشره کش
و آفت کش به کار می رود.
(دَ) [ ع . ] (اِ.) عادت ، خوی ، شأن .
[ ع . ] (اِ.) 1 - بیماری ، مرض ، رنجوری . 2 - درد، رنج . ج . ادواء.
[ ع . ] (اِ.) بیماری ، مرض .
(ءُ ثَّ لَ) [ ع . ] (اِمر.) بیماری ریزش موی سر.
(ئِ رَ تُ لْ بُ) [ ع . ] (اِمر.) مدار حرکت ظاهری خورشید و آن عبارت از دوازده
بُرجی است که خورشید - از دید یک ناظرِ زمینی - هر ماه در یکی از آن ها قرار می
گیرد.
( ~. عُ) [ ع . ] (اِمر.) دانشنامه ، کتابی دربردارندة اطلاعاتی دربارة موضوعات
مختلف علمی ، ادبی ، هنری که بیشتر به ترتیب الفبایی تنظیم می شود.
(ئِ مُ لú خَ) [ ع . ] (ص مر.) اَلْکُلی ، معتاد به شراب یا هر نوشابة الکلی دیگر.
جستجوی بیشتر برای د*
جستجو در وب برای د*
جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای د*
جستجو در تصاویر برای د*
جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای د*
جستجو در فیلم ها برای د*
جستجو در لینکها برای د*
جستجو در اخبار برای د*
جستجو در دیکشنری برای د*
پیشنهادهای جستجوی جس جو برای د*
|