|
جستجو در
لغت نامه فارسی
>
کلمات با الگوی
ص*
(حر.) هفدهمین حرف از الفبای فارسی برابر عدد 90 در حساب ابجد. این حرف در لغات
اصیل فارسی یافت نمی شود و خاص لغات مأخوذ از عربی یا زبان های دیگر و یا مبدل لغات
فارسی (صد = سد، شصت = شست ) است .
[ ع . ] (اِ.) نشانة اختصاری و رمز «صلی اللّه علیه ». گاه آن را به صورت ص .
نویسند.
[ ع . ] (اِ.) صبر زرد (گیا.).
(بِ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - صبر کننده و بردبار. 2 - یکی از نام های خداوند متعال .
(تَ یا تِ) (اِ.) زن پیر.
[ یو. ] (اِ.) محصولی است ساخته شده از نمک های پتاسیم و اسیدهای چرب که در ترکیب
با آب ایجاد کف می کنند و از آن برای شستشوی لباس و بدن استفاده می شود. ؛ ~ کسی به
تن کسی خوردن کنایه از: با آن کس سر و کار داشتن و خسارت و آسیب دیدن .
(زَ دَ) [ یو - فا. ] (مص م .) شستن چیزی با صابون . ؛ ~ به دل (عا.) امید چیزی را
در سر پروراندن .
(بِ) [ ع . صابی ء ] (اِ. ص .) کسی که از دین خود برگشته و به دین دیگری گرویده
باشد.
(حِ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - معاشر. 2 - هم - صحبت ، همراه . 3 - مالک .
مرده ( ~ . مُ دِ) (ص مر.) 1 - بدون صاحب ، آن که یا آن چه صاحبش مرده باشد. 2 -
بدون صاحب نوعی نفرین به معنی کاش دارنده اش می مرد.
جستجوی بیشتر برای ص*
جستجو در وب برای ص*
جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای ص*
جستجو در تصاویر برای ص*
جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای ص*
جستجو در فیلم ها برای ص*
جستجو در لینکها برای ص*
جستجو در اخبار برای ص*
جستجو در دیکشنری برای ص*
پیشنهادهای جستجوی جس جو برای ص*
|