|
جستجو در
لغت نامه فارسی
>
کلمات با الگوی
م*
(حر.) بیست و هشتمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد 40 در حساب ابجد.
(مُ خَ ذَ یا خِ ذِ) [ ع . ] (مص م .) بازخواست کردن ، سرزنش کردن .
(مُ آ لِ فَ) [ ع . مؤالفة ] (مص ل .) الفت گرفتن ، خوی گرفتن .
(مُ مَ رَ) [ ع . مؤامرة ] 1 - (مص م .) مشورت کردن ، رأی زدن . 2 - (اِمص .) مشورت
، رایزنی . 3 - تحقیق ، مطالعه .
(مُ آ نِ سَ) [ ع . مؤانسة ] (مص ل .) با هم انس و الفت داشتن .
(مَ) [ ع . ] (اِ.) جای بازگشت .
(مَ ءَ بَّ) [ ع . ] (ص .) همیشه و جاوید.
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) متهم ، تهمت زده .
(مُ تَ مَ) [ ع . ] (اِ.) محل اجتماع ، کنفرانس .
(مُ تَ مِ) [ ع . ] (ص .) اعتماد کننده .
جستجوی بیشتر برای م*
جستجو در وب برای م*
جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای م*
جستجو در تصاویر برای م*
جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای م*
جستجو در فیلم ها برای م*
جستجو در لینکها برای م*
جستجو در اخبار برای م*
جستجو در دیکشنری برای م*
پیشنهادهای جستجوی جس جو برای م*
|