|
جستجو در
لغت نامه فارسی
>
کلمات با الگوی
ک*
(حر.) بیست وپنجمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد 20 در حساب ابجد.
(کَ) [ ع . ] (اِ.) کاسه ، پیاله . ج . کرؤس .
(کَ ئِ) [ ع . ] (ص .) غمگین .
(کَ) (اِ.) نک کهیر.
(اِ.) در مصر قدیم به معنای همزاد و جفت بوده است . مانند فروهر در دین زرتشتی .
(ئُ ) [ فر. ] (اِ.) شیره ای است که از تنة درخت هوآبرازیلینسیس که از گیاهان تیرة
فرفیون است به دست می آید. شیرة این درخت را هنگامی که گرم کنند، کائوچوی خام فراهم
می شود و آن جسم نرمی است که در صنعت برای ساختن اشیاء مختلف به کار می رود.
(رِ) [ فر. ] (اِ.) میکده ای که در آن رقص و آواز و موسیقی هم هست .
(بْ لْ) [ فر. ] (اِ.) 1 - رشته های ضخیمی از سیم های تابیده شده با روکش عایق دار
برای انتقال جریان برق ، تلفن و... . 2 - رشته سیم فولادی ضخیم برای بستن و بلند
کردن قطعاتِ سنگین ، بافه (فره ).
(بِ نَ) (اِ.) چشم ، دیده ، کاینه و کایینه هم گفته اند.
[ لا. ] (اِ.) بختک ، حالت سنگینی و اختناقی که در خواب به انسان دست می دهد.
جستجوی بیشتر برای ک*
جستجو در وب برای ک*
جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای ک*
جستجو در تصاویر برای ک*
جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای ک*
جستجو در فیلم ها برای ک*
جستجو در لینکها برای ک*
جستجو در اخبار برای ک*
جستجو در دیکشنری برای ک*
پیشنهادهای جستجوی جس جو برای ک*
|