|
جستجو در
لغت نامه فارسی
>
کلمات با الگوی
ی*
(حر.) سی و دومین حرف از الفبای فارسی برابر با 10 در حساب ابجد.
(پس .) این حرف به آخر اسم ملحق شود برای افادة نسبت بین دو چیز و آن برای معانی
متعدد بود. 1 - مطلق نسبت ، و آن بر چند قسم است :الف - نسبت به مکان : شیرازی
،اصفهانی ، رامسری . ب - نسبت به چیز: ارغوانی ، پرنیانی ، زعفرانی . ج - نسبت به
شخص : اسرافیلی . 2 - سازندگی و فروشندگی را رساند: کبابی ، چلوپزی . 3 - اتصاف و
دارندگی را رساند به جای «ور»، «مند»: هنری = هنرمند و نامی = نامور. 4 - معنی
فاعلی دهد: خونی = خون کننده ، خون ریزنده . 5 - معنی مفعولی دهد: زندانی = به
زندان انداخته . 6 - گاه به آخر مصدر اضافه شود و معنی لیاقت دهد:خوردنی ، پوشیدنی
، سوختنی .
(پس .) به آخر کلمه درآید و نشانة نکره بودن باشد: پادشاهی ، مردی ، گلی .
(مجهول ) در قدیم تلفظ ح را به صورت « ی » می نوشتند و آن را یای مجهول می نامیدند
(مق . یای معروف ) مانند: دلیر. این تلفظ در قرن های اخیر از میان رفته و بدل به
یای معروف شده و امروزه فرقی بین این دو یاء نیست ولی هنوز فارسی زبانان افغانستان
و پاکستان و هندوستان بین این دو فرق گذارند.
(معروف ) تلفظ « i » را به صورت « ی » می نوشتند و می نویسیم و آن را در قدیم یای
معروف می نامیدند (مق .) یای مجهول مانند:پذیر.
(یَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - نام یکی از دو قبیلة وحشی ساکن در پشت کوه های قفقاز. 2 -
کنایه از: انسان های وحشی .
(یَ) [ ع . ] (اِ.) ناامیدی ، ناامید شدن .
[ ع . ] (حر.) حرف ندا به معنای «ای » ، «ایا».
(حر رب .) به معنای ذیل آید: الف - ح رف ربط و عطف که معنای تردید یا اختیار را می
رساند. ب - حرف شرط با فعل منفی آید و برای مفهوم مثبت آن فعل معنی ادات شرط دهد.
(کَ) (اِ.) نوعی کبوتر که آوازش مانند تلفظ «یا کریم » است .
جستجوی بیشتر برای ی*
جستجو در وب برای ی*
جستجو در وب سایتهای فارسی زبان برای ی*
جستجو در تصاویر برای ی*
جستجو در تصاویر وب سایتهای فارسی زبان برای ی*
جستجو در فیلم ها برای ی*
جستجو در لینکها برای ی*
جستجو در اخبار برای ی*
جستجو در دیکشنری برای ی*
پیشنهادهای جستجوی جس جو برای ی*
|